تبلیغات
* * * * * نـــــســـــیــــــــــم دریــــــــا * * * * *
* * * * * نـــــســـــیــــــــــم دریــــــــا * * * * *


شعر پشت دریاها بدون شک یکی از شاهکار های استاد سهراب سپهری می باشد.

 در زیر می توانید ترجمه این شعر زیبا را به زبان انگلیسی بخوانید.


قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از این خاک غریب

كه در آن هیچ‌كسی نیست كه در بیشه ی عشق

قهرمانان را بیدار كند.

قایق از تور تهی

و دل از آرزوی مروارید،

همچنان خواهم راند.

نه به آبی‌ها دل خواهم بست

نه به دریا-پریانی كه سر از آب به در می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

همچنان خواهم راند. همچنان خواهم خواند:

"دور باید شد، دور."

مرد آن شهر اساطیر نداشت.

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه ی انگور نبود.

هیچ آیینه ی تالاری، سرخوشی ها را تكرار نكرد.

چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.

دور باید شد، دور.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره‌هاست."

همچنان خواهم خواند. 

همچنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری است

كه در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.

بام‌ها جای كبوترهایی است كه به فواره ی هوش بشری می‌نگرند.

دست هر كودک ده ساله ی شهر، خانه معرفتی است.

مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند

كه به یک شعله، به یک خواب لطیف.

خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود

و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد.

پشت دریاها شهری است

كه در آن وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحرخیزان است.

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت دریاها شهری است!

قایقی باید ساخت.  


Bezond the Seas

I will build a boat

And cast it in water

I will sail away from this strange land

Where there is no one to awaken the heroes

In the glade of love

A boat void of nets

And a heart with no desire for pearls

I will keep sailing

Neither will I lose heart to the blues

,Nor to the mermaids

Emerging out of water to cast the charms of their locks

Upon the glowing solitude of the fishermen

.I will keep sailing

:I will keep chanting

.One should sail away and away

Men of that town had no myths

.Woman of that town were not as full as a bunch of grapes

No hall mirrors reflected joys

No puddles reflected a torch

One should sail away and away

Night has chanted its song

It is now the windows turn

I will keep chanting

I will keep sailing

Beyond the seas there is a town

Where windows are open to manifestation

The rooftops are inhabited by pigeons

Gazing at the Jets of Human Intelligence

Every ten-year-old child holds a Bough of knowledge

The townsfolk gaze at a brick row

As if at a flame, or at a delicate dream

The earth can hear the music of your feelings

The fluttering wings of mythical birds are audible in the wind

Beyond the seas there is a town

Where the Sun is as big as the eyes of early-risers

Poets are the inheritors of water, wisdom, and light

Beyond the seas there is a town

One should build a boat






تصویر مرتبط



نتیجه تصویری برای یا حسین(ع) متحرک

تصویر مرتبط

اربعین اوج رفتن است،قله رسیدن است!

روزهای محرم که فرا می‌رسد برای خیلی از ما ایرانی‌ها انگار دمیدن خون تازه‌ای در رگ‌های وجودمان است.

خیلی از ما ایرانی‌های شیعه، زندگی‌مان را با ماه محرم تنظیم می‌کنیم. آن‌گونه که بتوانیم از سرمستی محرم بهره‌مند شویم و توشه‌ای برای روزهای سال برداریم تا در بقچه ایمان‌مان نان و ریحانی از عشق حسین (علیه‌السلام) باشد... تا حلاوت‌بخش زندگی‌مان باشد. 

بهشت جایی است مثل همین هیئت‌های خودمان. از چای با استکان‌های کوچک در هیئت گرفته تا شور آخر سینه‌زن‌ها تا نذری‌دادن مادر‌های‌مان هر چه که هست و بود و خواهد بود؛ انعکاس تصویر بهشت است. یعنی گویی بهشت یک هیئت عزاداری است که همه جمع می‌شوند تا برای حسین فاطمه (علیهمالسلام) گریه کنند... و این گریه، همان جنات عدنی است که خدا در کتابش وعده داده است و غیر از هیئات حسین (علیه‌السلام) کجا می‌توان طعم «یطعمون الطعام علی حبه» را چشید؟

جز در حلقه سینه‌زنی برای حسین (علیه‌السلام) کجا می توان «وِلدانٌ مخلدونَ بأکواب و أباریق» را دید؟

این که می‌گویند «مزاجه من تسنیم» مگر غیر از نذری‌های مجالس حسین (علیه‌السلام) چیز دیگری می‌تواند باشد؟ شما فکر می‌کنید موسی (علیه‌السلام) در کوه طور چرا به فرمان «فاخلع نعلیک» گوش جان سپرد؟ برای ورود به هیئت حسین (علیه السلام). از هفت بطن قرآن مجید، حداقل یکی از دهلیزهای معنایی قرآن، در هیئت حسین (علیه‌السلام) گشوده می‌شود. این را شک ندارم.  

هر کدام از ارکان هیئت حسین (علیه‌السلام) برای خودش قاموسی است عظیم. گذشته‌ای دارد و حالی و آینده‌ای... یکی از ارکان این هیئت، "همرکابی" است. یعنی عاشق باید "پای کار" باشد. باید بیاید به هر جا که مولایش می‌خواهد. پای منبر آقا که نشسته است باید آماده باشد تا روضه‌خوان نفسش هُرم کربلا می‌گیرد دلش را پرواز بدهد برود روی تل زینبیه و در کنار مویه‌های زینب بگرید. باید بلد باشد «برود»... کربلا منتظر ماست بیا تا برویم.. بیا تا برویم...

نتیجه تصویری برای بین الحرمین

این رفتن، خودش روضه است. خیلی‌ها آن روز پای رفتن نداشتند اگرچه زبان نوشتن نامه داشتند. کربلا پر است از نرفتن‌ها... و این نرفتن‌هاست که سوگواره طفل را رقم می‌زند. خوش به حال آنهایی که رفتند. زهیر هم اول، پای رفتن داشت اما بالاخره رفت. حُر هم با پای نرفتن آمده بود اما رفت. خلاصه اینکه رفتن و رسیدن از ارکان حضور در هیئت حسین (علیه السلام) است. در اوج رفتن‌های کربلایی، به آنجا می‌رسیم که زینب (سلام الله علیها) رفتن را بر ماندن در کربلا ترجیح می‌دهد. «علیکنّ بالفِرار»....این رفتن دلخواسته نبود، اجباری بود. هم برای حفظ جان دخترکان حرم و هم رفتن برای برافراشتن پرچم خون‌خواهی خدا.

 این رفتن با تمام آنجه تا کنون گذشت در این هیئت فرق می‌کند. این رفتن، رسیدن به اربعین را دارد و رسیدن به اربعین، یعنی نقطه اوج هیئت حسین (علیه‌السلام). اربعین، یعنی چهل روز مدام در سرمستی جرعه‌نوشی جام نیزه‌ها باشی.. اربعین یعنی رسیدن به همان قاب قوسینی که پر جبرییل در رسیدن به آن آتش می‌گیرد. اربعین یعنی به جوش‌آمدن پیمانه‌هایی که در هیئت حسین (علیه‌السلام) در جام‌های خالی ما ریخته‌اند.

این روزها بازار رفتن به کربلا داغ است. مسافران اربعین کوله‌های‌شان را بسته‌اند تا از شهر پدری‌شان نجف به کربلای حسین (علیه السلام) پیاده بروند.

این روزها پاها آماده می‌شوند تاول بزنند.

چشم‌ها مهیا می‌شوند بارانی شوند.

سینه‌ها به شور می‌آیند تا بی‌تاب شوند..

و حنجره‌ها هم‌نفس با خستگان کاروان، می‌خواهند سلامی عاشقانه به "اربعین" بدهند. اربعین، هر سال فریاد می‌زند آنها که نرفته‌اند برخیزند... اربعین وقتی می‌آید، می‌خواهد جامانده‌ها را با خود ببرد... اربعین اوج رفتن است، قله رسیدن است. آنهایی که اربعین کربلا نرفته‌اند که خدا به داد دل‌شان برسد. آنهایی هم که امسال می‌خواهند بروند باز خدا به داد دل‌شان برسد؛ اما امان از آنهایی که اربعین َکربلا را دیده‌اند، رفته‌اند، رسیده‌اند و امسال...

عاشورا یک روز بود اما هیچ‌وقت این یک روز تمام نشده و نمی‌شود... همان‌طور که هیئت حسین (علیه‌السلام) هر سال جاری است در شهر های ما و هنوز تمام نشده است. اربعین هم هر سال هست. همه باید بیایند همان طور که همه هیئات می‌آیند... دلم برای آن هایی می‌سوزد که سال‌های گذشته آمده‌اند و امسال نمی‌آیند. خدا کند لااقل اربعین سر به بیابان بگذارند، جایی که بتوانند با تمام حنجره‌شان حسین (علیه‌السلام) را فریاد بزند...

می‌گویند کربلا نرفته یک داغ دارد، کربلا رفته 72 داغ. من می‌گویم اربعین‌نرفته... نرفته... اما کسی که اربعین کربلا بوده است نمی‌تواند بازگشت کاروان را ندیده باشد... امکان ندارد ندیده باشد که هرکسی گوشه‌ای قبری را در آغوش گرفته است... زیارت اربعین از این جهت، "علامت شیعه" است که اگر کربلا باشی در آن زیارت پرده‌ها کنار می‌رود...آرزو می‌کنم جای کسانی نباشم که اربعین کربلا را دیده‌اند و امسال نمی‌توانند به کربلا بروند. همین!

برگرفته از : دلنوشته آقای ح.حجتی

نتیجه تصویری برای لبیک یا حسین(ع) متحرک




نتیجه تصویری برای بسم الله الرحمن الرحیم متحرک
نتیجه تصویری برای یا الله متحرک برای وبلاگ
نتیجه تصویری برای راه خوشبختی

همه ما انسان ها در پی یافتن خوشبختی هستیم و خواهان آنیم تا بالاخره روزی آن را به دست آوریم. اغلب ما بر این باوریم که مؤظف هستیم تا حد امکان خوشبخت باشیم و در واقع وظیفه داریم به این مرحله برسیم اما خوشبختی چیزی بیش از یک تعهد و تمایل شخصی و فراتر از یک تکلیف اخلاقی است. می توان گفت هیچ تعریف خاصی از خوشبختی نمی توان ارائه داد و این ممکن است عجیب به نظر برسد. اما اگر بیشتر دقت کنیم می بینیم شاید چندان هم عجیب نباشد زیرا اغلب جدی گرفتن و مهم دانستن هر موضوعی منوط به ارائه تعاریف و مقیاس ها و آمار و ارقام است؛ حال آنکه بیشتر امور با اهمیت زندگی را نمی توان به طور دقیق تعریف یا اندازه گیری کرد. به عنوان مثال آیا ما می توانیم عشق، دوستی یا شایستگی را اندازه گیری یا تعریف کنیم؟

البته خوشبختی را می توان خوش شانسی، برخورداری از اقبال، لذت بردن، خوش بودن، خشنودی، داشتن رضایت خاطر و... دانست اما آیا فکر می کنید این تعاریف به فهم بهتر ما از احساس خوشبختی کمک زیادی خواهد کرد؟ مشکل زمانی آغاز می شود که بیشتر افراد برای خشنود شدن در انتظار واقعه ای خارق العاده و شادی آور هستند، اما می توان گفت تا زمانی که اتفاق بدی پیش نیامده، احساس خوشبختی کنیم.

سختی های زندگی را بپذیرید
 

هیچ کدام از انسان ها تحمل سختی ها و رنج ها را دوست ندارند و همیشه سعی و تلاش در دوری گزیدن از آنها را دارند اما همانگونه که همه ما تجربه کرده ایم زندگی بدون درد و رنج امکان پذیر نیست و همه ما در دوره هایی از زندگی خود باید متحمل سختی های گوناگونی شویم، اما تنش و تحمل سختی ها برای رشد انسان امری ضروری است. در واقع هرچه بیشتر یاد بگیریم که از ناملایمات و سختی ها درس بگیریم، بیشتر به معنای واقعی زندگی پی می بریم و بیشتر قدر خوشی ها و لحظات شادی را درمی یابیم. البته لازمه زندگی، بهره بردن از شادی ها و نعمات گوناگون و همچنین تحمل سختی هاست ولی در این میان رعایت اعتدال نیز بسیار مهم است.

کلید اصلی خوشبختی
 

یکی از مهم ترین نکات درباره خوشبختی، حسی است که باید هر کس خود، آن را تجربه کند؛ در واقع باید از درون وجود خود احساس خوشبختی کنیم و یکی از مهم ترین عوامل برای داشتن احساسی خوب، توأم با آرامش، شکرگزار بودن است زیرا شاکر بودن کلید شادمانی است و هر قدر ما نسبت به داشته ها و نعمت های خود بی اعتناتر باشیم از میزان خوشبختی مان نیز کمتر می شود.
متأسفانه همه ما تنها هنگامی قدر نعمت های خود را می دانیم که آنها را از دست می دهیم. اما شکر گزار بودن یکی از عوامل اصلی و مهم خوشبختی است. برای اینکه بتوانیم قدر نعمت های کنونی خود را بدانیم بهتر است سطح توقعات و انتظارات خود را پایین بیاوریم. همه انسان ها باید بیاموزند که چگونه با رنج ناشی از ناموفقیت ها رو به رو شوند. مثلاً اگر رسیدن به شغل مورد علاقه تان را در نظر بگیرید، بسیاری از افراد می گویند در صورت شکست، فرد باید بتواند بگوید « درست است که خیلی مایل بودم این شغل را به دست آورم اما حتماً توانایی برخورد با این شکست را دارم؛ البته حتماً در آینده می توانم کار بهتری هم پیدا کنم».

یکی از فایده های نداشتن توقعات و انتظارات بیجا، برخوردار بودن از دیدگاه مثبت است که می تواند لازمه خوشبختی نیز باشد. انتظار و توقع برای رسیدن به آنچه می خواهیم، نه تنها نشانه دیدگاه مثبت نیست بلکه نشان می دهد فرد نمی تواند احساس خوبی داشته باشد و به دنبال آن نیز خوشبخت باشد. خوشبختی را می توان تقریباً تحت هر شرایط و اوضاع و احوالی به دست آورد؛ به شرط آنکه زندگی دارای هدف و معنا باشد.

نتیجه تصویری برای راه بهشت


هر شخص با توجه به نوع دیدگاه خود می تواند به زندگی اش معنا و هدف خاصی ببخشد که مطابق آن هم در مسیری که انتخاب می کند گام بردارد اما اگر هدف نداشته باشد نمی تواند از لحظات خود لذت ببرد و در نتیجه احساس خوشبختی هم نخواهد کرد. در واقع خوشبختی برای زندگی انسان مهم است اما اگر آن را مهم ترین ارزش برای خود تلقی کنید هرگز به آن دست نمی یابید؛ خوشبختی هنگامی قابل دسترس تر خواهد بود که به عنوان هدف نهایی و تنها مقصود شما از زندگی نباشد.

مقابله با آفات خوشبختی
 

چگونه می توانیم بدانیم که شخص خوشبختی هستیم؟ شاید ابتدا پاسخ به این سؤال آسان به نظر برسد؛ به این ترتیب که بگوییم هر لحظه ای که احساس خوشبختی می کنیم خوشبخت هستیم اما این راه حلی دقیق و میزان مناسبی برای ارزشیابی خوشبختی خود نیست. ولی اگر فقط احساس ما نمی تواند تعیین کننده میزان خوشبختی مان باشد، پس چه چیزی دیگری را می توان نام برد و معیار خوشبختی دانست؟ پاسخ اکثریت افراد به این سؤال، مقایسه خود با دیگران است و این مقایسه اغلب با کسانی است که تصور می کنند از آنها خوشبخت ترند.

به عنوان مثال وعده زیادی زندگی خود را با افراد مشهور مقایسه می کنند و بر خوشبختی فرضی یا واقعی آنها غبطه می خورند. این یک اشتباه معمول و فراگیر است که از دور افرادی را که در واقع خوشبخت نیستند، خوشبخت فرض کنیم و در نتیجه حسرت بخوریم. اما اگر ما متوجه می شدیم زندگی افرادی که خوشبختی خود را با آنها مقایسه می کنیم هم توأم با درد و رنجی است که ما از آن آگاهی نداریم، مسلماً هرگز خود را با آنها مقایسه نمی کردیم و به حال آنها غبطه نمی خوردیم.
یکی دیگر از ویژگی های ما انسان ها که از بزرگ ترین آفت های خوشبختی نیز به حساب می آید، تمرکز بر کاستی ها و کمبودهاست. اما باید این را به خاطر داشته باشیم که با این کار حق لذت بردن از زندگی را از خود سلب می کنیم زیرا هیچ زندگی بدون کم و کاستی و هیچ انسانی نیز بدون ایراد نیست پس ساختن ذهن به سوی کمبودها باعث می شود نتوانیم از آنچه داریم خشنود باشیم.

یکی دیگر از موانع بر سر راه خوشبختی، یکسان دانستن خوشبختی با موفقیت است؛ به عبارت دیگر پیروی از این خیال باطل است که موفقیت همان خوشبختی است و این دو معادل همدیگر هستند اما اگر از این لحاظ خواهان موفقیت باشیم که موجب خوشبختی ما شود و خوشبختی خود را نیز وابسته به آن بدانیم و اگر تصور کنیم که خوشبختی بستگی به میزان درآمد و شهرت و تأیید مردم دارد، دچار اشتباه بزرگی شده ایم زیرا این تفکر اصلاً صحیح نیست و باعث خوشبختی ما نیز نمی شود. در واقع همین که برای احساس برخورداری از خوشبختی و شادمانی خود شرط و شروط خاصی تعیین کرده و آن را در گروی رسیدن به هدفی دیگر بدانیم، مطمئناً هیچ گاه هم نمی توانیم احساس خوشبختی کنیم، زیرا همیشه چیزی هست که خواهان رسیدن به آنیم و خواسته هایمان نیز هیچ گاه تمامی ندارد. یکی دیگر از اشتباهاتی که معمولاً هنگام تعریف خوشبختی می شود این است که بعضی آن را مترادف خوشگذرانی می دانند، حال آنکه باید به این نکته توجه داشت که خوشگذرانی امری است موقتی و زودگذر اما خوشبختی حالتی است پایدار؛ به این معنا که خوشگذرانی و تفریحات مختلف مختص زمان حال است، در صورتی که خوشبختی علاوه بر زمان حال به آینده نیز مربوط می شود.

نتیجه تصویری برای راه پراز گل
 
البته خوشگذرانی و داشتن تفریح و سرگرمی اگر با درک درست و صحیح انجام شود، می تواند در ایجاد خوشبختی و داشتن رفاه و آسایش بیشتر مؤثر باشد در غیر این صورت می تواند از آفات خوشبختی به حساب آید.
در واقع داشتن درک درستی از خوشگذرانی یکی از مهم ترین راه های خوب زندگی کردن و در پی آن سلامت و آسایش بیشتر است زیرا باعث بهتر سپری شدن اوقات ما و هدایت آن در مسیر درست می شود. اما یکی دیگر از نتایج یکسان دانستن خوشگذرانی با خوشبختی؛ داشتن این باور است که اگر بخواهیم خوشبخت باشیم باید از رنج کشیدن به دور باشیم؛ در نتیجه بر پایه این تفکر غلط، بسیاری از افراد از اموری که باعث درگیری بیشتر و تحمل رنج و سختی و تعهد می شوند، دوری می کنند، با این استدلال که می خواهند با مشکلات کمتری مواجه باشند اما این اصلاً درست نیست که فکر کنیم برای خوب زندگی کردن باید هیچ رنج و سختی ای متحمل نشد بلکه لازمه رسیدن به زندگی بهتر طی مراحلی است که گاه سخت و رنج آور نیز هست. حال تصمیم با خود افراد است که آیا می خواهند تا حد امکان زندگی شان عاری از درد و رنج باشد یا ترجیح می دهند با تحمل کمی درد و رنج، از آینده ای پربارتر و بهتر برخوردار باشند.


منبع:کوچه ما، شماره 11













نتیجه تصویری برای بسم الله الرحمن الرحیم متحرک



نتیجه تصویری برای بسم الله الرحمن الرحیم زیبا و متحرک

"{چــرا جـوانان کمتر ازدواج می کنند ؟}"

نتیجه تصویری برای ازدواج


نوید جوانی 35 ساله است که هنوز ازدواج نکرده است، او تحصیلات و کار به نسبت خوبی دارد اما هنوز درباره ازدواج مردد است. بنفشه دختری 33ساله است که هنوز به خانه بخت پا نگذاشته است. هر بار که از او درباره علت ازدواج نکردنش سوالی می‌پرسند، پاسخ‌های شفافی نمی‌دهد و معمولاً با این جمله که «آمادگی‌اش» را ندارم توجیهی برای این کار می‌آورد.

اگر نگاهی به اطرافیان خود بیندازید حتماً جوانانی مشابه نوید، بنفشه و... را پیدا می‌کنید، جوانانی که از نشستن پای سفره عقد خودداری می‌کنند بدون آنکه دلیل قابل قبولی داشته باشند. راستی تا چه اندازه می‌توان دلایل جوانانی را که برای ازدواج اقدامی نمی‌کنند، پذیرفت؟ و آیا واقعاً این دلایل به اندازه‌ای مهم هستند که به موانعی برای ازدواج تبدیل شوند؟

به نظر می‌رسد جای تاملی ویژه دارد تا جوانان با بررسی اصولی و منطقی، به جایگاه و شرایط خود در زندگی بپردازند، اهدافشان را کاملاً مشخص کنند و آن‌گاه آنچه را به زعم خود به عنوان دلایلی برای ازدواج نکردن مطرح می‌کنند، واکاوی کنند.

در این بین نباید از نظر دور داشت که گاهی فرد توجیهات و دلایلی را مطرح می‌کند که به نظر دیگران ممکن است منطقی نباشد یا بسیار پیش پا افتاده و کم اهمیت تلقی شود، اما باید دانست مهم آن است که فرد خود به این نگرش دست یابد که دلایلش برای ازدواج نکردن چندان قوی نیست. در واقع تا زمانی که وی در حیطه فکری خود قرار دارد، دلایلش را قابل قبول ارزیابی می‌کند و از نظر خودش بسیار هم مهم است، در این شرایط اطرافیان باید توجه داشته باشند که زیر سوال بردن دلایل او و گفتن جملاتی از این دست که «بهانه می‌آوری»، «توجیه می‌کنی» و... کارساز نیست. راه درست این است که به تغییر نگرش آن فرد و دانستن این نکته که دلایلش چندان قوی نیست کمک کنند.

بالا بودن هزینه ازدواج
 بالا بودن هزینه یکی از مهم‌ترین موانع ازدواج در جامعه ما و بویژه در جوامع شهری بشمار می‌آید، بالابودن مهریه، شیربها، هزینه‌های مراسم عروسی، مسکن و هزینه‌های روزمره و... مانع بزرگی بسان هفت‌خوان رستم را در برابر جوانان جویای ازدواج ایجاد کرده است. 


سبک ازدواج و انتخاب همسر

تبلیغ و نهادینه کردن فرهنگ ازدواج گریزی در جامعه
 می‌توان ادعا کرد که فرهنگ ازدواج گریزی به سبک کنونی در جامعه ما با شکل گیری حرکت کنترل جمعیت شروع شد. پر واضح است که ازدواج فاکتور اصلی افزایش جمعیت است، طرفداران کنترل جمعیت گرچه صراحتاً ازدواج گریزی را تبلیع نمی‌کردند، اما در لفافه و کنایه، از طریق وسایل ارتباط جمعی دیداری، شنیداری و نوشتاری ذهنیتی را برای جامعه ایجاد کردند که یک جوان یا ازدواج نمی‌کند و یا خیلی دیر برای ازدواج اقدام می‌کند. 

امروزه در جامعه ما وقتی به جوانی که سنی از او گذشته گفته می‌شود که چرا ازدواج نمی‌کنی؟ با این جواب مواجه می‌شوید: «مگر دیوانه‌ام، یا مگر بالاخانه‌ام را اجاره داده‌ام؟!» ایمیل‌ها و پیامکهایی که از طریق تلفن همراه در باب نکوهش زن و ازدواج در بین جوانان رد و بدل می‌شود، مشت نمونه‌ای از این خروار است. 

کمال گرایی
معمولاً در ابتدای بلوغ، به علت قوت غرایز، مهم‌ترین دلیل ازدواج پاسخ گویی به غریزه است و بیشتر افراد کمتر به تشکیل خانواده، ملاک‌ها و چگونگی آن می‌پردازند. اما به تدریج که فرد از سن بلوغ فاصله می‌گیرد، هدف ازدواج به جز پاسخ گویی به نیاز جنسی رنگ و بوی آینده نگری و محاسبات مختلف به خود می‌گیرد. هرچند این تامل و دقت درباره موضوع مهمی مثل ازدواج لازم و ضروری است اما باید دانست که‌گاه در سنین بالا‌تر این دقت جای خود را به وسواس می‌دهد و نکاتی ریز و‌گاه بی‌اهمیت جای مهمی در ذهن فرد پیدا می‌کند. تجربه نشان داده است چنین افرادی بعد از کاهش نسبی غرایز، تمایلشان را به ازدواج از دست می‌دهند و به یافتن شریک زندگی مناسب به دید آرزو نگاه می‌کنند.

اگر چنین علتی مانع از ازدواج ما می‌شود، بعد از آگاه شدن به وجود آن، باید توجه داشت که انسان‌های معمولی هیچ کدام بی‌عیب و نقص نیستند. ازدواج خوب، ازدواجی نیست که در آن بهترین شریک ممکن که از هر نظر کامل است انتخاب شود؛ بلکه ازدواج خوب در گروی یافتن فردی است که بیشترین تناسب را با ما داشته باشد. مشورت با افراد باتجربه در این زمینه می‌تواند به واقع بین‌تر شدن دید افراد کمک کند. کمک گرفتن از مشاوران ازدواج نیز در این مورد راهگشای بسیار مناسبی خواهد بود.

روابط عاطفی تمام نشده قبلی
گاهی ممکن است وجود یک رابطه ناتمام در زندگی فرد باعث شود که او از ازدواج سرباز زند. منظور از ناتمام این است که یا هنوز این رابطه وجود دارد و به دلایلی مانند وابستگی زیاد در صورت مناسب نبودن طرف مقابل، آماده نبودن شرایط طرفین برای ازدواج، نارضایتی خانواده‌ها و... برای ازدواج آماده نیستند. در این صورت دو نفر حتما باید از فردی متخصص در این زمینه کمک گیرند تا بتوانند از بلاتکلیفی خارج شوند و تصمیم محکمی برای ادامه زندگیشان بگیرند.‌گاه ممکن است رابطه عاطفی در گذشته وجود داشته و به ظاهر تمام شده است اما اثرات آن هنوز بر روح و ذهن باقی مانده و در ذهن و قلب برای ورود فرد دیگری جایی باقی نمانده است. در این مورد نیز ضرورت دریافت کمک تخصصی کاملا احساس می‌شود تا فرد بتواند زخم‌های گذشته را التیام بخشد.


سبک ازدواج و انتخاب همسر

احساس محدودیت

 بسیاری از جوانان که قبل از ازدواج روابط جنسی آزاد داشته‌اند،

 ازدواج را نوعی محدودیت می‌دانند، چرا که باید با ازدواج ارتباطات 

سابق خود را قطع کنند، و بسیاری از آزادیهای زمان مجردی را به

 فراموشی بسپارند. منطق آن‌ها این است که با وجود سهولت دسترسی

 به بازار آزاد جنسی، محدودیت کمتری دارند، تنوع بیشتری دارند،

 هزینه کمتری دارند، و بخاطر دوری از نق زدن‌ها و

 دعوای احتمالی زناشویی اعصاب راحت تری دارند.


نداشتن ملاک‌های واضح و روشن
گاه نداشتن دانش کافی در زمینه ازدواج و ملزومات آن می‌تواند مانعی برای ازدواج کردن به شمار رود. فرد از سن نوجوانی به بعد باید کم کم به آینده‌اش که بخشی از آن با ازدواج تامین می‌شود بیندیشد و در ذهن خود ملاک‌های روشنی برای انتخاب در نظر بگیرد. هدف از ازدواجش را بداند و بر اساس ملاک‌هایی که از قبل در ذهن دارد دست به انتخاب همسر آینده‌اش بزند. به هر دلیلی اگر این ملاک‌ها و نحوه انتخاب در ذهن فرد روشن نباشد، ازدواج را با مشکل روبه رو خواهد کرد.

مطالعه در مورد ملاک‌های ازدواج و بررسی اهداف شخصی به خصوص زیر نظر فرد متخصص در زمینه ازدواج می‌تواند به رفع این دلیل کمک کند.

توجه افراطی برخی خانواده‌ها
شکی نیست که توجه و حمایت خانواده بخشی از سلامت روان ما را تامین می‌کند و لازمه زندگی است، اما اگر این توجه و حمایت‌ها جنبه افراط به خود بگیرد، زمینه ایجاد استقلال در فرد را به تاخیر می‌اندازد و او را از قبول مسئولیت زندگی مشترک گریزان می‌کند. در صورت وجود چنین مسئله‌ای خانواده باید در رفتار خود تجدید نظر کند و هر چه سریع‌تر زمینه مستقل شدن فرزندان را فراهم آورد.

گریز از مسئولیت پذیری
در ذهن بسیاری افراد ازدواج مساوی است با قبول مسئولیت‌های سنگین. این مسئولیت‌ها به قدری در ذهن فرد بزرگ جلوه می‌کند که با نگرانی و اضطراب از قبول آن سرباز می‌زند. تا زمانی که وارد عرصه زندگی مشترک نشده و با مشکلات آن روبه رو نشویم، به رشد و پختگی لازم نیز دست نخواهیم یافت. از آن گذشته مانند همه مراحل زندگی انسان، این مرحله هم علاوه بر همه فواید مهم و زیادی که دارد ممکن است مشکلاتی هم به همراه داشته باشد، ازدواج و تشکیل خانواده تجارب لذتبخش و نابی به همراه دارد که در هیچ شرایط دیگری فرد قادر به درک آن‌ها نخواهد بود.

انسان به لحاظ فطری به تشکیل خانواده نیاز دارد و ادامه کمال خود را از این مسیر حس می‌کند، پس بی‌پاسخ گذاشتن این نیاز بخشی از سلامت روانی‌اش را تحت الشعاع قرار می‌دهد. اگر این دلیل مانع از ازدواج شماست، در گام اول باید آمادگی خود را در زمینه‌های مختلف روانی، عاطفی، اقتصادی و... برآورد کنید. اگر نقصانی در هر مورد به چشم می‌خورد ابتدا به رفع آن‌ها بپردازید و سپس با توکل به خدا قدم در راه ازدواج بگذارید.

توقعات بالای زوجین از همدیگر
 حرکت جامعه ما به‌ سمت صنعتی شدن و زندگی پرزرق و برق و تجملاتی، موجب شد که توقع افراد از زندگی بالا رود، این توقعات خود را در ازدواج بیشتر نشان می‌دهد، تصور بسیاری از دختران و پسران جوان از ازدواج این است که تا آنجا که ممکن است باید از طرف مقابل باج بگیرند، و تشریک مساعی، همدلی و همدردی در جامعه ما کمرنگ گردیده است. 
توقع خانواده‌ها از داماد جهت دادن شیربها و مهریه‌های نجومی، و استفاده از مهریه به عنوان ابزاری برای فشار بر مرد در دادگاه، موجب شده بسیاری از پسران از ترس باجدهی از ازدواج فرار کنند. 

نتیجه تصویری برای الهی به امید تو متحرک و زیبا
منابع: خراسان/پایگاه اطلاع رسانی اصلاح




Image result for ‫بسم الله الرحمن الرحیم متحرک‬‎
Image result for ‫ولادت امام موسی کاظم(ع)متحرک‬‎
Image result for ‫ولادت امام موسی کاظم(ع)‬‎
Image result for ‫گل زیبا و متحرک‬‎
Image result for ‫ولادت امام موسی کاظم(ع)‬‎
Image result for ‫گل زیبا و متحرک‬‎















نتیجه تصویری برای شهادت امام محمد باقر(ع) متحرک
نتیجه تصویری برای شهادت امام محمد باقر(ع) متحرک
نتیجه تصویری برای شهادت امام محمد باقر(ع) متحرک
نتیجه تصویری برای صلوات متحرک



نتیجه تصویری برای بسم الله الرحمن الرحیم متحرک و زیبا

نتیجه تصویری برای ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه متحرک

نتیجه تصویری برای ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه متحرک




نتیجه تصویری برای صلوات متحرک



نتیجه تصویری برای بسم الله الرحمن الرحیم متحرک و زیبا
نتیجه تصویری برای دحوالارض
«دحو الارض» مطابق با بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روزی است که
 خداوند با نظر به کره زمین،به جهان خاکی حیات بخشید،از این روز،
 بخش‌هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود،شروع به خشک شدن
 کرد تا کم کم به شکل یک چهارم خشکی‌های امروزی در آمد.

مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد، مکان کعبه شریف و بیت الله الحرام بود.
«دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده‌اند، منظور از «دحوالارض» (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود، این آب‌ها، به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‌تر شدند. 
از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی‌ها و بلندی‌ها یا شیب‌های تند و غیرقابل سکونت بود، بعدها باران‌های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره‌ها گستردند، اندک اندک زمین‌هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان، کشت و زرع پدید آمد، مجموع این گسترده شدن، «دحو الارض» نام‌گذاری می‌شود.

از امیرالمومنین علیه‌السلام روایت شده است که فرمودند:

 «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»

به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا»، به همین واقعه اشاره دارد، گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده‌اند که اهمیت آن را دو چندان کرده است؛ از جمله:
- میلاد حضرت ابراهیم علی نبینا وآله وعلیه‌السلام
- میلاد حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام
- خروج رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها و نیز تمامی همسران پیامبر(ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.
- در روایتی نیز آمده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف در همین روز قیام خواهد کرد.

نتیجه تصویری برای دحوالارض

اعمال شب و روز دحو الارض
 
*روزه: یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است، در روایتی روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است، هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود، از برای روزه‏دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند، این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر شده، از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است.  

* نماز: نمازی که در کتب شیعه قمیین روایت شده است، آن دو رکعت است، در وقت چاشت در هر رکعت بعد از «حمد»، پنج مرتبه «توحید» و «الشمس» بخواند و بعد از سلام نماز بخواند «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»، پس دعا کند و بخواند «یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ» .

*دعا: خواندن این دعا است که شیخ در «مصباح» فرموده، خواندن آن مستحب است:

«اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ

 أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ

 أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ

 الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی

 الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَی أَهْلِ

 بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ

 وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا

 مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یَا

 خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی 

بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی

 کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ

 الدَّهْرِ إِلَی یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ

 خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ

 وَ اذْکُرْنِی عَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی وَ

 نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ

 الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ

 اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ

 الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی

 حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا 

رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ

 اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَی مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ 

جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ

 الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ

 عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ

 مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ

 وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ

 لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ

 النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما

 لَکَ حَتَّی تَرْضَی وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ

 الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ

 عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی

 نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ

 أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَی مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ

 السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ». 


نتیجه تصویری برای بسم الله الرحمن الرحیم متحرک و زیبا
نتیجه تصویری برای دحوالارض




تعداد صفحات : 9

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |