از میان هزاران تُن سنگ و خاک تنها ذره ای طلای ناب بیرون می آید. تنها آن ذره ای که عیارش در بوته آزمایش محک خورده و خلوصش به اثبات رسیده باشد. سپاه حسین جای هرکسی نیست، تنها کسانی لیاقت همراهی حسین و شهادت در کربلا ی او را دارند که ایمانشان در سرد و گرم روزگار تَرَ ک برنداشته و چرب و شیرین دنیا خللی در اراده شان وارد نکرده و زندگی عیار باورشان را سنجیده باشد. آنانی که به درستی راهی که می روند عالمند  و آنچه  بدان عالمند را باور دارند ، به باورشان ایمان دارند و ایمانشان به یقین مبدل گشته است. مردانی که بین شرف و شکم، شرف را برگزیده اند. کسانی که عیار باور پولادینشان بالاتر از عیار سکه های زرین یزید است. زیرا کربلا یک جنگ مانند سایر جنگ ها نیست که گروهی در آن شکست بخورند و عده ای پیروز شوند، تعدادی کشته شوند و دیگرانی زنده بمانند یک طرف نبرد منتفع شوند و طرف دیگر متضرر. کربلا نمایان ترین صحنه ی تقابل حق و باطل تاریخ است. کربلا همچون راهبر و راهنمایی است برای انسان،قراراست الگویی باشد برای بشر و آینه ای تمام باشد برای فردای او . یک چنین حادثه ای باید معصوم و بی آلایش و  مبرای از هرگونه آلودگی و ناپاکی باشد.

 باید ناب ناب باشد؛ زُلالِ زُلال.....

 عصر عاشورا پایان یک نبرد نیست آغاز یک راه است!

آری کربلا صحنه رویارویی حق و باطل است، تمام حق در برابر تمام باطل قد علم کرده است و حسین مظهر و نماد حق. این حسین نیست که در برابر لشکریان شام ایستاده! حق است، که رو در رو و چهره در چهره باطل برافراشته است! اما حسین خود یک امام است؛ رهبر است، پیشوای الهی است؛ چیزی جز سعادت و نیک بخـتی برای انسان نمی خواهد. البته او سعادت و خوشبختی بشر را جز در یاری و یاوری حق نمی بیند و یاری حسین یعنی یاری حق. هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرَنی حسین یعنی تو ای انسان: «حال که کربلای من را دیدی و کربلاییان را شناختی و دانستی برای جنگیدن در سپاه حسین باید روح بلندی داشته باشی و اگر پایت هم به رکاب اسبت نرسد باکی نیست، حال که فهمیدی اگر با چشمان خواهرم زینب به دشت خونین نینوا بنگری چیزی جز زیبایی نخواهی دید،بدان که لحظه لحظه زندگی تو عاشوراست و در هر مکانی که قدم می گذاری آنجا کربلاست و حسینی که از تو یاری می طلبد و تو همیشه  و همه جا در مقام انتخاب بین حق و باطلی و همواره و در هر روز زندگیت بر سر دوراهی خیر و شر مُخَـیّر و حسین در انتظار لبیک توست و تو آنگاه دعوت مرا لبیک گفته ای که در آن دم که حق و باطل در برابرت قد علم می کنند، حق را هرچند در نظرت تلخ و سخت آید و باطل گرچه بر تو سهل و شیرین باشد،بدان که اگر شکمت از مال حرام آکنده باشد،سخن مرا هرگز نخواهی شنید. آگاه باش که کربلا و عاشورایی بزرگ در پیش است. کربلایی به وسعت زمین و عاشورایی به بزرگی زمان و حسینی دیگر که تو را می خواند و تو اگر می خواهی در این نبرد بزرگ از عاشوراییان باشی باید در نبردی بزرگتر و سخت تر،نفس خویش را مغلوب ایمانت کرده باشی تا اگر در آن روز زنده بودی بتوانی به یاری حسین زمانت بشتابی و اگر هم زنده نبودی بدان که باز هم در سپاه حسینی!»

"«ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»"